.:: ورود به ايران صدا ::.
نام کاربری:
کلمه عبور:
 
  
 

 
 
 

هم اکنون امکانات تعاملي به برنامه هاي راديو اينترنتي ايران صدا افزوده شده است. براي استفاده از آن ها فقط کافی است روی هر کدام کلیک کرده و موارد خواسته شده را پر کنید.
-امکان
ارسال نظر براي تيم برنامه ساز که در آن مخاطبان ديدگاه هاي خود را راجع به برنامه اعلام مي کنند.
-امکان
ارسال هديه که در آن مي توان برنامه را براي ديگران e-mail نمود.

 

(1:20) 22/04/1387

 
 

مراسم شال اندازی درشب چهارشنبه آخر سال 

ایران صدا: در شب آخرین چهارشنبه سال در اردبیل بچه ها در خانه ها را می زنند و شالی را به در آویزان می کنند که صاحب خانه با دیدن شال، آنرا به خانه برده و درون شال تنقلات، میوه، پول و... می گذارد و سپس شال را در جای خود قرار می دهد تا صاحب شال آنرا بردارد و برود. این رسم یکی از سنت های قدیمی در اردبیل است. بشنوید.../ گروه فرهنگ و ادب و هنر  

ای کاش سازمانی؛ گروهی یا کسانی پیدا می شدند که رسم ها و سنت های ما را حفظ می کردند تا هویت ما در این آشفته بازار، بیشتر از اینها از بین نمی رفت. شال درکی (شال اندازی) یکی از آیین‌های شب چهارشنبه آخر سال است، در این شب کودکان و نوجوانان با شال انداختن در خانه همسایه یا دوستان هدایایی از آنان دریافت می‌کنند. شال اندازی یا شال درکی‌ از رسم‌های بسیار جالب است که در گذشته مرسوم بوده و در حال حاضر هم این رسم در بسیاری از مناطق کشور جاری است. در رسم شال اندازی جوانان شال یا دستمال خود را از منافذ تعبیه شده در سقف اتاق‌ها که به آن "باجه" گفته می شود، به داخل آویزان کرده و در این هنگام در قالب اشعاری به صاحب خانه می‌گفتند: «پر شالمان را نسوزانی» یعنی آن را خالی بر‌نگردانی و یا اشعاری می‌خواندند.
صاحب خانه داخل شال گردو، بادام، شیرینی، نخود، کشمش، تخم مرغ پخته می‌گذاشت و می‌گفت: «بالا ببر و بدین ترتیب صاحب شال خوشحال آنجا را ترک می‌کرد. معمولا کسانی که شال می اندازند صورت خود را می‌پوشانند تا صاحب خانه آن‌ها را نشناسد و در مواردی برای شادی بیشتر صاحب‌ خانه داخل شال ذغال گداخته‌ای می‌گذاشتند. جالب آنکه در این شب دختران و پسران نامزد در قالب این رسم هدایای خود را رد و بدل می‌کردند.
شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری است که پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان می رفتند و از روی روزنه ی بالای اتاق (روزنه ی بخاری) شال درازی را به درون می انداختند. صاحب خانه می بایست هدیه ای در شال بگذارد. شهریار در بند 27 منظومه ی حیدر بابا به آیین شال اندازی و در بند 28 به ارتباط شال اندازی با برکت خواهی و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد که ترجمه فارسی آن به شرح ذیل است:

عید بود و مرغ شب آواز می خواند
دختر نامزد شده برای داماد،
جوراب نقشین می بافت...
و هر کس شال خود را از دریچه ای آویزان می کرد
وه... که چه رسم زیبایی است رسم شال اندازی.
هدیه عیدی بستن به شال داماد...

من هم گریه و زاری کردم و شالی خواستم
شالی گرفتم و فوراً بر کمر بستم
شتابان به طرف خانه ی غلام (پسر خاله ام) رفتم ،
و شال را آویزان کردم...
فاطمه خاله ام جورابی به شال من بست
"خانم ننه ام" را به یاد آورد و گریه کرد...
شهریار در توضیح این رسم می گوید: "در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نمی بایست در مراسم عید شرکت می کردیم ولی من بچه بودم، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دویدم."
از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی که نماد گذار از مشکل بود می ایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود، زیر پا می گذاشتند. نیت می کردند و به گوش می ایستادند و گفت و گوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود می دانستند. آنها در واقع از فروهرها می خواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند، بگشایند.
قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهرها... زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه ی خوراک و خوردن بود. ایرانیان باستان برای فروهر ها بر بام خانه غذاهای گوناگون می گذاشتند تا از این میهمانان تازه رسیده ی آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهرها پنهان و غیر محسوس اند ، کسانی هم که برای قاشق زنی می رفتند، سعی می کردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجیل را مخصوص فروهر می دانستند، دریافتشان را خوش یُمن می پنداشتند.
اما اصیل ترین پیک نوروزی سفره ی هفت سین بود که به شماره ی هفت امشاسپند از عدد هفت مایه می گرفت. دکتر بهرام فره وشی در جهان فروری مبنای هفت سین را چیدن هفت سینی یا هفت قاب بر خوان نوروزی می داند که به آن هفت سینی می گفتند و بعدها با حذف (یای) نسبت به صورت هفت سین در آمد. او عقیده دارد که هنوز هم در بعضی از روستاهای ایران این سفره را، سفره ی هفت سینی می گویند. چیزهای روی سفره عبارت بود از: آب و سبزه نماد روشنایی و افزونی، آتشدان نماد پایداری نور و گرما که بعد ها به شمع و چراغ مبدل شد، شیر نماد نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه، آیینه نماد شفافیت و صفا، سنجد نماد دلدادگی و زایش و باروری، سیب نماد رازوارگی عشق، انار نماد تقدس، سکه های تازه ضرب نماد برکت و دارندگی، ماهی نماد برج سپری شده ی اسفند، حوت (= ماهی)، نارنج نماد گوی زمین، گل بید مشک که گل ویژه ی اسفند ماه است نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب که باز مانده ی رسم آبریزان یا آبپاشان است، بر مبنای اشاره ی ابو ریحان بیرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است، به دود و خاکستر آن آلوده می شود و لذا آب پاشیدن به یکدیگر نماد پاکیزگی از آن آلایش است. 

 
 
    
 
 
    
 
     برای گذاشتن اين برنامه در سايت خود کد زير را کپی کنيد .  
 

 
 

شبکه رادیو اینترنتی ایران صدا - IRANSEDA Internet Radio Network