سخنرانی
سخنران : حدادعادل,
درس مثنوی -35
بازگويه(سخنراني هاي فرهنگي ،ادبي وهنري)
مولوی در این ابیات با استفاده از تمثیل و داستان میخواهد قدرت خدا را به بندگانش یادآوری کند و انسان را از غفلت برهاند و میگوید که ای انسان راهی که میروی بیراهه است. اگر خدا را فراموش کنی به هیچ جا نمیرسی.
دکتر حدادعادل در ادامه بحث شرح و تفسیر ابیات گفت:
انبیا در کار دنیا جبریند کافران در کار عقبی جبریند
در شرح این بیت دکتر حدادعادل توضیح دادکه انبیاء در کار دنیا به حداقلها اکتفا میکنند ولی کافران در کار دنیا امروز و فردا میکنند.
زآنکه هر مرغی به سوی جنس خویش میپرد او در پس و، جان پیش پیش
هر مرغی دنبال جنس خودش است. جانش و عشقش رهبر است. هر جا که دلش میخواهد میبرد.
کافران، چون جنس سجّین آمدند سجن دنیا را، خوش آیین آمدند
مولانا ذهنش سرشار معنی و الفاظ قرآنی است. اینجا اشاره به سوره مطففین دارد و منظور از کتاب که در این آیه آمده، نامه اعمال است. نامه اعمال کافران در سجین که در جهنم است محفوظ است. کافران سرشتشان جهنمی است. اینها سجن دنیا را پسندیدند. دنیا سجن مومن است و جنت کافر. اینها از دنیا خوششان میآید و با آن دمخور و آمیخته هستند. سجن دنیا برای آنها خوش روش آمده است.
29.48 نبیا، چون جنس علیین بُدند سوی علیین بجان و دل شدند
انبیاء چون از جنس عالم بالا هستند خودشان را به کمتر از بهشت نمیفروشند.
29.50 این سخن پایان ندارد لیک ما باز گوئیم آن تمامی قصه را
30. نومید کردن وزیر، مریدان را از نقض خلوت خود
30.1 آن وزیر از اندرون آواز داد کای مریدان، از من این معلوم باد
وزیر که خلوت گزیده بود از یاران خود، به یاران خود گفت حضرت عیسی به من پیغام داده که از یاران و حتی از خودت هم دوری گزین وبه خلوت بیا.
30.2 که مرا عیسی چنین پیغام کرد کز همه یاران و خویشان باش فرد
30.3 روی در دیوار کن، تنها نشین وز وجود خویش هم خلوت گزین
تنها روبه دیوار بنشین. از منیت وجود خودت هم بیرون بیا.
30.4 بعد از این، دستوری گفتار نیست بعد از این، با گفتوگویم کار نیست
وزیر به یاران و مریدان خود گفت بعد ازاین دستور و سخن و حرفی ندارم. دیگر کارم عزلت نشستن است. با گفتوگو وحرف کاری ندارم.
30.5 الوداع ای دوستان، من مردهام رخت بر چارم فلک در بردهام
وزیر با مریدان خود خداحافظی میکند و میگوید فکر کنید که من مردهام و به آسمان چهارم رخت بر بستهام، همچنان که حضرت عیسی بعد از مرگش به آسمان چهارم پر کشید.
30.6 تا به زیر چرخ ناری چون حطب من نسوزم، در عنا و در عطب
چرخ ناری سقف عالم طبیعت بوده است؛ طبقهای که جایگاه آتش است. من دیگر مثل هیزم بسوزم دورانعمر من به سر آمده، میخواهم به سوی حضرت عیسی در آسمان چهارم بروم.
30.7 پهلوی عیسی نشینم بعد از این بر فراز آسمان چارمین
31. فریفتن وزیر امیران را هر یک به نوعی و طریقی
31.1 وآنگهانی، آن امیران را بخواند یک به یک تنها، به هر یک حرف راند
روسای هر قبیلهای را فراخواند.
31.2 گفت هر یک را: به دین عیسوی نایب حق و خلیفهی من توی
به هر کدام از آنها گفت تو خلیفه بعد از من هستی، قبیله های دیگر مطیع تو هستند
31.3 و آن امیران دگر اتباع تو کرد عیسی جمله را، اشیاع تو
امیران دیگر تبعه تو هستند. حضرت عیسی همه را زیر دست تو قرار داد.
31.4 هر امیری کو کشد گردن، بگیر یا بکش، یا خود همی دارش اسیر
هر امیری که نافرمانی کرد یا بکش یا اسیرش کن.
31.5 لیک تا من زنده ام اینرا مگوی تا نمیرم، این ریاست را مجوی
ولی تا وقتی که من زنده ام این راز را فاش مکن. تا نمردهام ریاست خودت را آشکار مکن
31.6 تا نمیرم من، تو این پیدا مکن دعوی شاهی و استیلا مکن
تا نمردهام تو دنبال این نباش دعوی سلطنت و غلبه بر دیگران نباش.
31.7 اینک این طومار و احکام مسیح یک به یک بر خوان تو بر امت، فصیح
وزیر طوماری هم از احکامی که خودش درست کرده بود به هرکدام از این امیران داد. گفت این هم احکام دینی دین حضرت مسیح و گفت بعد از من این احکام را بر امت مسیح بخوان.
31.8 هر امیری را چنین گفت او جدا نیست نایب جز تو، در دین خدا
هر امیری را به صورت جداگانه دستورهایی داد و گفت بعد از تو امیری نیست. تو نایب من هستی در دین مسیح.
31.9 هر یکی را کرد اندر سِرّ عزیز هر چه آن را گفت، این را گفت نیز
هر کدام را جداگانه سر الهی باز گفت. هر چه به یکی میگفت به دیگر هم همان را میگفت.
31.10 هر یکی را، او یکی طومار داد هر یکی ضد دگر بُد المراد
به دست هر یکی طوماری داد که هر کدام ضد همدیگر بودند.
31.11 ضد همدیگر ز پایان تا به سر شرح دادستم من این را، ای پسر
31.12 جملگی طومارها بُد مختلف همچو شکل حرفها، یا تا الف
همتن طور که حروف با هم فرق دارند، این طومارها هم با هم متفاوت بودند.
31.13 حکم این طومار، ضد حکم آن پیش از این کردیم این ضد را بیان
حکم هر طومار ضد آن یکی بود .

تنظیم کننده گنجینه:محمدجعفرحسيني
زمان بارگذاری:11:15 26/06/1391
گروه فرهنگ و ادب و هنر








